CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
پسر ناشناس
جستجو | جستجو در مطالب پسر ناشناس

برای جستجو کافیست کل یا قسمتی از عبارت مورد نظر خود را وارد نمایید و بروی دکمه جستجو کلیک کنید

FloatingBlog Change Font
 
     
شعر نو | عمومي

اَمَّن یُجیب . . . حال دلم اضطراری است

از دختری که "بد شده" دیگر فراری است



آن روزهای دائمی اعتبار سوخت

این روز ها خطوط دلم اعتباری است !



با صفر نهصد و سی و . . . یک بار هم شده

آنتن بده ، تماس دلم اضطراری است !



این زنگ های نیمه شبی عاشقانه نیست

انگار ساعت ِ تو همیشه اداری است



با هر "الو بگو"ی تو من قطع می شوم !

وقتی _الو بگو و نگو . . . اختیاری است



وقتی که _ گوش می کنم _ بعد یک سکوت

مثل سلام های شما چوبکاری است



حالا دلم . . . در این شب بی مشترک ترین

مشغول زنگ وسوسه ای انتحاری است



پس لطف کن پیامک آخر اگر رسید

پاسخ بده که قافیه ی این بیت "آری" است



اَمَّن یُجیب گوشی مُضطر اِذا دعاه 

این بوق های آخر چشم انتظاری است . . .

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

چقدر فاصله اینجاست بین آدمها

چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها



کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد

و او هنوز شکوفاست بین آدم ها



کسی به خاطر پروانه ها نمی میرد

تب غرور چه بالاست بین آدم ها



و از صدای شکستن کسی نمی شکند

چقدر سردی و غوغاست بین آدم ها



میان کوچه دل ها فقط زمستان است

هجوم ممتد سرماست بین آدم ها



ز مهربانی دل ها دگر سراغی نیست

چقدر قحطی رویاست بین آدم ها



کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند

غروب زمزمه پیداست بین آدم ها



و حال آینه را هیچ کس نمی پرسد

همیشه غرق مداراست بین آدم ها



غریب گشتن احساس درد سنگینی است

و زندگی چه غم افزاست بین آدم ها



مگر که کلبه دل ها چقدر جا دارد ؟

چقدر راز و معماست بین آدم ها



سلام آبی دریا بدون پاسخ ماند

سکوت ، گرم تماشاست بین آدم ها



چه ماجرای عجیبی ست این تپیدن دل

و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها



چه می شود همه از جنس آسمان باشیم ؟

طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها



میان این همه گل های ساکن اینجا

چقدر پونه شکیباست بین آدم ها



تمام پنجره ها بی قرار بارانند

چقدر خشکی و صحراست بین آدم ها



و کاش صبح ببینم کا باز مثل قدیم 

نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها



بهار کردن دل ها چه کار دشواریست

و عمر شوق ، چه کوتاست بین آدم ها



میان تک تک لبخند ها غمی سرخ است

و غم به وسعت یلداست بین آدم ها



به خاطر تو سرودم ، چرا که تنها تو

دلت به وسعت دریاست بین آدم ها

 

نظر یادت نره مخصوصا تو . نه شماچشمک



برچسبها : شعر
نوشته شده توسط ناشناس در 18 شهريور 1388 ساعت 07:09
شعر و غزل نمی تونه وصفت کنه | عمومي

خوشا شب نشستن به پهلوی تو 

تـــماشای پـــرواز گـــــیسوی تو 

خوشا با تــو سرگرم صحبت شدن 

وســـجده به محـــراب ابـــروی تو 

خوشا در نگاه تو چون می خـــراب 

خوشا نـــازنین چشم نــــازوی تو 

دو چـــشم پـــر از کهربای خموش 

که نـــاگه مرا میکشد ســـوی تو 

خوشا بـــازی دســـت اعـــجاز گر 

که گـــل چیند از بــــاغ جادوی تو 

... 

بیا پــــــر شوم از تو تا پــــر شود 

ســــکوت زمین از هــــیاهوی تو

 

 

هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا ... من كه دوستت دارم

 

 

آرزو دارم شبي عاشق شوي .آرزو دارم بفهثمي درد را .تلخي برخوردهاي سرد را .مي رسد روزي كه بي من سر كني .مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني ...

 

 

مهر تو به مهر خاتم ندهم ،وصلت به دم مسیح مریم ندهم،عشقت به هزار باغ خرما ندهم،یکدم غم تو به هر دو عالم ندهم

 

تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود

 

 

دل آدم ها به اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم ها رو بسازه

 

 

اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.

 

 

 zamini54تقدیم به

 



برچسبها : شعر - غزل - نمی - تونه - وصفت - کنه
نوشته شده توسط ناشناس در 18 شهريور 1388 ساعت 06:58
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات:
لیست برچسبهای وبلاگ
وصفت - غزل - کنه - شعر - تونه - نمی